تبليغاتX
يه ديوونه عاقل
يه ديوونه عاقل



موهبت

_  من از خدا خواستم به من توان ونیرو دهد.
     و اوبر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم

_  من از خدا خواستم به من عقل وخرد دهد.
     و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنها را حل کنم

_  من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند.
     و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم

_  من از خدا خواستم به من شهامت دهد.
     و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم

_  من از خدا خواستم به من عشق دهد.
     و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم

_  من از خدا خواستم به من برکت دهد.
    و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم

_  من هیچکذوم از چیزهایی را که از خدا خواستم،دریافت نکردم
    ولی به همه چیزهایی که نیاز داشتم،رسیدم.

شنبه 30 شهریور1387 |

آغازی شاید تا آخر

سلام سلام سلام

این پست اولی یه کم نوشتن برای هرکسی سخته اما به مرور زمان این کار راحتتر می شه.

خوب فعلا که حرفی نیست هر وقت حرف اومد میام و براتون می نویسم.

 

 

شنبه 30 شهریور1387 |



جوجو هنوز زبونش باز نشده،
نمیتونه خودشو معرفی کنه.


شهریور 1387

موهبت
آغازی شاید تا آخر

ستاره من((مهشيد و ستاره))
قالب وبلاگ

RSS 2.0